احمد بهشتى

417

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

هرچند عذاب براى شخص گنه‌كار ، نامطبوع است و هرچند درصورتىكه تنها مسئله شخص مبتلا به عذاب مطرح بود و در مفسدهء جزئى او مصلحت كلى و عمومى فراوان مطرح نبود ، بر خداوند صاحب اختيار و رحيم واجب نبود كه او را عذاب كند . بدون اين‌كه مدّعى شويم كه در نظام آفرينش ، اصالت از آن كلى و كلّ است و جزئى و جزء ، فرعيّت و تبعيّت دارد و حقيقتا جزء و جزئى كالاى بىبها و كل و كلى ، تنها كالاى بهادار است ، اين اندازه مىپذيريم كه سزاوار نيست در صورت تعارض مصلحت كل و جزء يا مصلحت كلى و جزئى ، كل و كلى فداى جزء و جزئى شوند ؛ بلكه هم عقل و هم عقلا مىپذيرند كه براى حفظ كل و كلى ، بايد جزء و جزئى را فدا كرد . شيخ الرئيس مسئله تعارض كل و جزء را با مثالى روشن كرده است . او مىگويد : لكن لا يلتفت لفت الجزئىّ لأجل الكلّيّ ، كما لا يلتفت لفت الجزء لأجل الكلّ فيقطع عضو و يؤلم لأجل البدن بكلّيّته ليسلم ؛ ولى به‌سبب حفظ كلى به جزئى توجه نمىشود . چنان‌كه به دليل كل ، به جزء التفات نمىشود . ازاين‌رو ، به‌سبب اين‌كه كلّيّت بدن سالم بماند ، عضوى از اعضاى آن بريده و آزرده مىشود . اگر رهبران دينى - كه خود تجلّى رحمت الهىاند - راضى مىشوند كه در ميدان‌هاى جنگ ، عده‌اى از انسان‌ها كشته شوند ، به دليل مصالح عمومى است ؛ چرا كه جنگ ، مانع‌ها را از ميان برمىدارد و راه را براى گرايش مردم به حقيقت ، هموار مىسازد . اگر اولياى دين راضى مىشوند كه انسان‌هاى مجرم تازيانه بخورند يا قصاص شوند ، به دليل رعايت مصالح عمومى است . همهء اينها براى اين است كه تحمّل زيان اندك بر تحمّل زيان فراوان برترى دارد ، چنان‌كه روى آوردن به سود فراوان و زير پا گذاشتن سود اندك ، تعيّن دارد . قانون اهم و مهم و قانون دفع افسد به فاسد كه مورد قبول عقل و عقلاست ، از همين قبيل است .